مرتضى مطهرى

370

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نياورده‌اند ولى بالاخره گفته‌اند با چيزى كه مستقيما از راه حواس آمده است علم درست نمىشود . با اينها علمى و معرفتى درست نمىشود و علم و معرفت عناصر ديگرى غير از اينها دارد . اما اين ماترياليستهاى امروزى اساسا هيچ سرشان توى اين حسابها نيست . تازه در حرفهاى هگل هم اشتباهاتى كرده‌اند كه در همين باب معقولات ثانيه مقدارى از آنها را بيان خواهيم كرد « 1 » . اين است كه در واقع يك معضلى هست كه چه بكنيم ؟ اتفاقا در اينجا بيان نظريهء فلاسفهء غرب در فهم آنچه كه فلاسفهء اسلامى در باب معقولات اوليه و معقولات ثانيهء منطقى و فلسفى گفته‌اند كمك زيادى مىكند ؛ يعنى از راه « تعرف الاشياء باضدادها » وقتى انسان نقطهء مقابل را ببيند خود مسأله براى او روشنتر مىشود ؛ يعنى با مقايسهء با حرف آنها ماهيت اينها بهتر كشف و بهتر بيان مىشود . اشاره‌اى به نظريهء كانت در باب شناخت گفتيم كه كانت به همين معقولات ثانيه رسيد ؛ اگر چه اسمش را معقولات ثانيه نگذاشت ولى به همينها رسيد . او اسمش را گذاشت « مقولات » ولى در لفظ كسى مناقشه نمىكند كه چرا اينهايى را كه ديگران گفته‌اند « معقولات » تو مىگويى « مقولات » . حالا ما از اين جهت به حرفهاى كانت خدشه نمىكنيم ، بالاخره او به همين معقولات ثانيه‌اى كه از نظر حكماى ما خارج از مقولات « 2 » است رسيده است . اينها خارج از مقولاتند . هر يك از اينها را كه در تعريف اشياء بياوريم غلط است . نه معقولات ثانيهء

--> ( 1 ) اين تقريرى كه جنابعالى از معقولات ثانيهء فلسفى كرديد خيلى وسيعتر از آنى است كه بنده شنيده بودم . استاد : درست است ، ممكن است وسيعتر باشد ، بيانش وسيعتر است . من قبول دارم اين بيانى كه من گفتم هيچ كس به اين نحو بيان نكرده است ، اما خودم هم اعتراف مىكنم كه من يك چيز ديگرى را غير از آنچه آنها گفته‌اند نمىگويم ؛ همانها را دارم مىگويم ولى با يك تقرير و بيان ديگر . به اين بيانى كه من گفتم نه ملاصدرا گفته است نه حاجى و نه هيچ كس ديگر ، ولى آن هم كه من مىگويم در اصل چيز ديگرى نيست . ( 2 ) مقولات يعنى امورى كه ماهيت اشياء را توضيح مىدهد و مستقيما بر اشياء خارجى حمل مىشود مثل اينكه مىگوييم : هذا انسان ، هذا شجر ، هذا حجر . از اين جهت آنها را مىگوييم « مقوله » . مقوله يعنى محموله ، يعنى چيزى كه مستقيما بر اشياء حمل مىشود .